سقوط آموزش و پرورش

Download PDF

چگونه سقوط ِ آموزش و پرورش باعث سقوط ِ یک ملّت می شود؟
در کشوری که مقام معلم با رهبر آن کشور یکی است و مردم آن کشور فقط دربرابر دو شخصیت تعظیم می کنند:
« رهبر و معلم»
آن کشور می شود ” چین ”

درکشوری که هرکس به مقام معلمی نایل می شود به بالاترین نشان  ِافتخار آن کشور دست می یابد:
آن کشور می شود ” انگلستان ”

در کشوری که معلم ، حقّ کاری به غیر از معلمی را ندارد:
آن کشور می شود ” روسیه ”

در کشوری که برای معلم ، حقوق معینی تعیین نمی شود:
آن کشور می شود ” ژاپن ”

در کشوری که حقوق معلم از پزشک، قاضی ، مهندس و… بیشتر است چون همه این ها در مکتب ِ معلم پزشک ،
قاضی، مهندس و… شده اند:
آن کشور می شود  ” آلمان ”

و اما …                                
درکشوری که مادری حاضر به ازدواج دخترش با یک معلم ِ جوان نمی شود!

در کشوری که دانش آموزان یک مدرسه، ساندویچ بعد ازظهرشان را از دکّه معلمشون خریداری می کنند!

در کشوری که معلمش نهار نخورده سریع خود را برای دادن سرویس به تاکسی تلفنی محله اش معرفی می کند!

در کشوری که یک معلم ، سرویس ایاب و ذهاب ِ مدرسه دانش آموزان خودش می شود!

در کشوری که بالاترین دغدغه های معلمینش چگونه زیستن عابرومندانه است!

در این گونه کشور :
فساد، رشوه و رشوه خواری حرف اول ادارات و … می شود!

پست های کلیدی کشورش با عدم شایسته سالاری و  رانت خواری معین می گردد و برای استخدام جوانان باید دم ِ دیگری را دید!

وهرگاه معلم این گونه فراموش شود :

نیاز از طریق غیر مشروع رخنه می کند و باب ِ فساد در مدرسه باز می شود، آنگاه است که تقلب در مدرک وامتحان خود نمایی می کند!

و در این جامعه است که:

مریض ، به دست پزشکی که بتواند تقلب کند خواهد مرد!

خانه ها به دست مهندسی که موفق به تقلب شده ویران خواهند شد!

منابع مالی را به دست حسابداری که     موفق به تقلب شده از دست خواهیم داد!

انسانیت، به دست ِ عالم دینی که موفق به تقلب شده می میرد!

عدالت، به دست قاضی که موفق به تقلب شده ضایع می شود!

جهل ، در سر ِ فرزندان که موفق به تقلب شده فرو می رود!
و این در یک کلام یعنی: سقوط ِآموزش وپرورش

حکایت آموزش و پرورش و عدم تناسب منطقی میان انتظارت و داده ها ؟ وقتی آمار در بودجه عمومی کشور حرف را می زند !

Download PDF

تحقيقات نشان داده است سرمايه‌اي كه به آموزش اختصاص مي‌يابد، بازتاب ارزشي است كه يك كشور براي آموزش قائل است. بر همين اساس كل هزينه آموزش و پرورش جهان در سال 1988، به بيش از يك تريليون دلار رسيده كه 5/5 درصد از توليد ناخالص ملي جهان را تشكيل داده است و در اين سال سهم آموزش و پرورش در 4 كشور برتر جهان از رقم 5/5 درصد توليد ناخالص ملي فراتر مي‌رود. كانادا با اختصاص 1 / 7 (هفت و یک دهم) درصد از توليد ناخالص ملي به آموزش در صدر كشورهاي برتر قرار گرفته و ايالات متحده با 8 / 6  (شش وهشت دهم ) درصد در رده دوم و زلاند نو در رده سوم قرار دارد.
سرانه دانش آموزان در برخی کشورها به قرار زیر است، شاید این عدد برای مقایسه کشورها، معیار مناسب تری باشد:
ايران 700 دلار
آفريقای جنوبی 23866 دلار

آلمان 15062 دلار

ترکيه 1804 دلار

روسيه 4281 دلار

هند 348دلار،

ژاپن 19595 دلار

سوئد 30346 دلار

کره جنوبی 9693 دلار

کانادا 8018 دلار

مالزی 2914 دلار

امارات 8682 دلار
توجه داشته باشیم که آلمان از نظر جمعیت و وسعت، ترکیه و مالزی و امارات از نظر حکومت و مذهب و …. قابل مقایسه با ایران هستند و در کشوری مانند امریکا این هزینه برای بیش از 53 میلیون نفر دانش آموز انجام می شود!
هزینه های بودجه ای مرتبط با آموزش و پرورش در برخی کشورها، مربوط به سال 2013
ردیف کشور بودجه آموزشی تقریبی (یورو) درصد از بودجه
1 – ژاپن 165 میلیارد 3.8
2-  آمریکا 103 میلیارد 5.6
3 – انگلیس 79.5 میلیارد 6.3
4 – فرانسه 78.9 میلیارد 5.9
5-  ایتالیا 48.5 میلیارد 4.5
6-  ترکیه 22.2 میلیارد 3.9
7-  نروژ 12.4 میلیارد 6.9
8-  دانمارک 10.9 میلیارد 8.7
9- فنلاند 6.7 میلیارد 6.8
10 سوئد 5.4 میلیارد 7
و ایران با 80 میلیون نفر جمعیت و حدود 14 میلیون دانش آموز کمتر از 88 میلیارد دلار که از کشوری مثل دانمارک با 4 میلیون نفر جمعیت و کمتر از یک میلیون نفر دانش آموز، کمتر است .
در این مبحث می خواهیم به بودجه عمومی کشور با زبان ریاضی و به طور ساده نگاه کنیم، بودجه ای که قرار است در سال آینده برای اداره کشور توسط دولت هزینه شود. این که چه مقدار از بودجه کشور در آموزش و پرورش هزینه می شود همیشه پارامتری است که محل اخلاف بین اقتصاددانان دولت و غیر دولتی بوده است ؛ در این مقاله می خواهیم به زبان ساده آن را بیان کنیم.
سرانه هر دانش آموز در واقع نشان از انتظار آن نظام از خروجی آموزش و پرورش در سال های بزرگسالی دارد و اینکه با چه رویکردی در آموزش و پرورش هزینه کرده و یا سرمایه گذاری می کنند، اینکه در یک حکومت به آموزش و پرورش با دیدگاه هزینه ای نگاه می شود یا سرمایه گذاری خود بحثی است که می تواند بسیاری از مشکلات را روشن کند.
حال به بودجه کشور در سال 96 نگاهی بیندازید :
11.527.108.969.000.000 ریال
بودجه آموزش و پرورش در سال 96
310.000.000.000.000 ریال
یعنی هزینه های آموزش و پرورش کمتر از 3 درصد هزینه های دولت است، این درصد در کشورهای همجوار ما بیش از 5 درصد و در کشورها پیشرفته تا 15 درصد است.
در برخی کشورها مثل ژاپن تا 30 برابر ایران برای هر دانش آموز هزینه می شود.
خیلی متاسفم، که فریاد عدالت خواهی، اسلام و… گوش فلک را کر کرده اما در عمل از کشورهای عقب افتاده افریقا هم عقب تریم. سرانه آفریقای جنوبی برای هر دانش آموز بیش از سه برابر ایران است (2200 دلار در آفریقا در برابر 700 دلار ایران).
دولت، بودجه آموزش و پرورش را از 6(60 هزارم) درصد  به 27 هزارم رسانده است .
منابع بودجه عمومی دولت از لحاظ درآمدها و واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای و مالی و مصارف بودجه عمومی دولت از حیث هزینه‌ها و تملک‌دارایی‌های سرمایه‌ای و مالی بالغ بر سه میلیون و نهصد و هشتاد و سه هزار و هشتصد و سی و سه میلیارد و سیصد و سی و پنج میلیون (3.983.833.335.000.000) ریال شامل:
11- منابع عمومی بالغ بر سه میلیون و چهارصد و شصت و هفت هزار و پانصد و بیست و یک میلیارد (3.467.521.000.000) ریال
22- درآمد اختصاصی وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی بالغ بر پانصد و بیست و سه هزار و پانصد و پنجاه و سه میلیارد و سیصد و سی و پنج میلیون ریال
ب- بودجه شرکت‌های دولتی، بانک‌ها و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت از لحاظ درآمدها و سایر منابع تأمین اعتبار بالغ بر هشت میلیون و پنج هزار و بیست و یک میلیارد و چهل و هشت میلیون ریال و از حیث هزینه‌ها و سایر پرداخت‌ها بالغ بر هشت میلیون و پنج هزار و بیست و یک میلیارد و چهل و هشت میلیون ریال
این مصوبه مجلس بوده و برای سال آینده اجرا خواهد شد یعنی متاسفم برای مجلسی که حتی در مصوباتش هم نمی تواند به طور ظاهری عدالت را رعایت کنند.

در برخی مواقع حتی بودجه شرکت ها و نهادهایی که تعداد شاغلین شان از یک اداره معمولی آموزش و پرورش هم کمتر است از کل بودجه در اختیار وزیر آموزش و پرورش هم بیشتر است.
متاسفانه بودجه آموزش و پرورش به مسائلی مرتبط شده که سال هاست هرگز محقق نشده است، مانند یک درصد صرف جویی …. و افزایش مبلغ 15 تومان به هزینه هر مترمکعب گاز مصرفی مردم(که خودش باعث تقابل مردم با آموزش و پرورش می شود) و ….

این پیوند خوردن بودجه آموزش و پرورش که بسیاری از آن ها اجرایی نخواهد شد مانند سال های قبل باعث تقابل جامعه با آموزش و پرورش خواهد شد .

چرا  مشکلات آموزش وپرورش را مانند تمام ردیف های بودجه ای کشور از منابع خزانه و یا صندوق توسعه و یا صندوق ذخیره ارزی حل نمی کنند ؟
تمام دست اندرکاران دولت در بودجه ریزی و همه مجلس نشینان از مشکلات بودجه ای آموزش و پرورش باخبرند و می دانند که بودجه مصوب هیچ گاه کفاف هزینه های آموزش و پروش را نداده و در تمام سالهای خدمتم همیشه این وزارتخانه با کسری بودجه مواجه بوده و اینکه چه اراده ای در کار است که همیشه باید این سیر تسلسلی باطل ادامه داشته باشد، خدا می داند!
به موجب مصوبه مجلس، بودجه سال 13966 کل کشور از حیث منابع بالغ بر یازده میلیون و پانصد و بیست و هفت هزار و صد و هشت میلیارد و نهصد و شصت و نه میلیون (11.527.108.969.000.000) ریال و از حیث مصارف بالغ یازده میلیون و پانصد و بیست و هفت هزار و صد و هشت میلیارد و نهصد و شصت و نه میلیون (11.527.108.969.000.000) ریال
توجه کنید: یک میلیون و صدو پنحاه هزار میلیارد تومان، آن یکصد و پنجاه هزار میلیارد تومان اضافه اش حدود 5 برابر کل بودجه آموزش و پرورش در یک ساله!

یک سوال ساده:

با یک ماشین حسابی حساب می کنند که عدالت در این بودجه ریزی را توجیه کرده اند !
٢٧٦‌میلیارد و ٤٦٦‌ میلیون‌تومان هم سهم برای سازمان ها و نهادهای موضوع جدول 17 قانون بودجه است. نهادهایی که وجود خارجی آنها هم محل شک و شبهه است و اینکه این نهادها در هیچ جایی به چگونگی هزینه این بودجه پاسخ گو نیستند ؛ چگونه است که سازمان ها و نهادهای نظارتی به این موضوع ورود پیدا نمی کنند هم خودش جای سوال دارد (که ما جرات پرسیدن نداریم).
این مبلغ تقریبا معادل کل آن بخش از بودجه های آموزش و پرورش است که به حقوق تخصیص نمی یابد، یعنی نهادهایی که معادل کل ادارات کل و ادارات آموزش و پرورش کشور و نوسازی در آموزش و پرورش و همین طور بودجه در اختیار وزیر آموزش و پرورش، بودجه دریافت می کنند!

نکته قابل تامل اینکه:

دولت در هر ماه به ازای هر ایرانی 127.700.000 ریال هزینه می کند، که از این مبلغ 350.000  ریال سهم آموزش و پرورش از این هزینه هاست ؛ به عبارت خیلی ساده، دولت حدود 3655 برابر بودجه آموزش و پرورش را در جاهای دیگر هزینه می کند .

آیا جامعه به همان اندازه که از آموزش و پرورش متوقع است، از سایر دریافت کنندگان هم متوقع است؟
به عیارت دیگر برای هر ایرانی آموزش و پرورش در هر ماه 35000 تومان هزینه دارد و دولت 12770000 تومان(که می شود حدود 33 برابر)

نکته قابل تامل:

در صورتی که حقوق کلیه پرسنل آموزش و پرورش را 3 برابر کنیم، تازه سرانه آموزش و پرورش به کشورهایی مثل آفریقای جنوبی و گوام و …. می رسد و اگر بخواهیم به کشورهایی مثل ژاپن برسانیم سرانه آموزش و پرورش و هزینه آموزش و پرورش را تقریبا باید به 200 هزار میلیارد تومان برسانیم یعنی تقریبا 7 برابر !
سالهاست من این اعداد را رصد می کنم و متاسفانه هیچ کس نیست که درباره این اعداد صحبت کند و ما فرهنگیان به سادگی از کنار این موضوعات می گذریم و هیچ وقت نمی پرسیم که آن 977 درصد هزینه های کشور کجا هزینه می شود؟
آیا می دانستید پولی که بابت یارانه به مردم داده می شود حدود 15 درصد از کل بودجه آموزش و پرورش بیشتر است ؟
بودجه عمومی کل کشور نسبت به سال ۹۵، ۱۳ درصد افزایش پیدا کرده، قرار است به حقوق ما 100 درصد اضافه شود که آن هم با احتساب ضرایب نسبت به کل حقوق تقریبا  7 درصد می شود ؛ حالا بقیه بودجه اضافه شده کجا هزینه می شود و الله اعلم …
بودجه برخی نهادها در دوره روحانی بیش از 200 درصد افزایش پیدا کرده و بودجه آموزش و پرورش حدود 25 درصد!

منبع: سایت صدای معلم

سقوط آزاد مدير وکارگر

Download PDF

مسعود شیخ حسینی/ چهاردهم اسفند
سوال:
اگر یک مدیر دولتی، با وزن ۷۵ کیلوگرم، از طبقه ۱۶ ام اداره ی خود از حال سکون رها شود و فاصله هر طبقه ۵ متر باشد، او تا زمانی که به زمین برسد چقدر درآمد کسب کرده است ؟ ( g=10 ، از اصطکاک و مقاومت هوا صرف نظر شود )
حل :
هر مدیر دولتی، ماهیانه ۲۴ میلیون تومان حقوق می گیرد، با توجه به این که هر ماه ۳۰ روز است و در هر ماه قطعا ۴ جمعه داریم او در مجموع ۲۶ روز سر کار است. (فرض می کنیم مدیرها پنچشنبه ها نیز مثل دیگر روزها سر کار می روند و در ماه هیچ تعطیلی دیگری نخواهیم داشت.) بنابراین هر مدیر روزانه تقریبا ۹۲۳۰۰۰ تومان حقوق می گیرد.
هر مدیر روزانه ۸ ساعت به طور معمول باید کار کند. پس او هر ساعت ۱۱۵۳۷۵ تومان حقوق می گیرد. و با توجه به این که هر ساعت ۳۶۰۰ ثانیه است، یک مدیر ثانیه ای ۳۲ تومان به دست می آورد. حال به سراغ حل سوال می رویم:
جابجایی: ۸۰=۵*۱۶
سرعت اولیه : ۰
Δy= – ½ gt^2+v0t
با جایگذاری در فرمول فوق، زمان به دست می آید و برابر خواهد بود با : ۴ ثانیه .
پس ۴ ثانیه طول می کشد تا مدیر به زمین برسد و چون ثانیه ای ۳۲ تومان هم حقوق می گیرد او تا زمانی که به زمین برسد ۱۲۸ تومان به دست خواهد آورد.

سوال :
در مثال قبل، به جای یک مدیر، یک کارگر را از چه طبقه ای از حال سکون رها کنیم تا زمانی که به زمین می رسد به اندازه ی مدیر پول به دست آورده باشد ؟
حل :
ابتدا باید محاسبه کنیم که کارگر ظرف چند ثانیه ۱۲۸ تومان به دست خواهد آورد:
حقوق مصوب هر کارگر ۸۱۲۰۰۰ هزار تومان است که روزانه تقریبا ۳۱۰۰۰ تومان می شود. اگر ۸ ساعت کار کند، حقوق هر ساعت او ۳۹۰۰ تومان خواهد بود. بنابراین هر کارگر تقریبا ثانیه ای ۱ تومان حقوق می گیرد. پس ۱۲۸ ثانیه مدت زمانی است که باید سقوط آزاد انجام دهد. با جایگذاری در فرمول فوق ارتفاع ساختمان باید ۸۱۹۲۰ متر باید باشد، یعنی باید کارگر از طبقه ۱۶۳۸۴ام از حال سکون رها شود تا در هنگام رسیدن به زمین به اندازه ی مدیر پول به دست آورده باشد.

استاد فقيد بهمن بيگي

Download PDF

معلمی تنها شغلی است که ارزویش را دارم
اما نه هر  کسی مدرک معلمی گرفته  ،معلم است
و نه  هر کسی مهر نظام پزشکی گرفته است ،پزشک
خوب و بد در هر جا و در هر لباسی وجود داشته و خواهد داشت
هر چند جو رسانه ای
به خاطر پرهیز اجباری و خود خواسته از برخی حوزه های ورود ممنوع
می بایست خودش را جای دیگری خالی کند تا کمی ارامش بیابد

اگر به اختیارم بود
اولا بهترین ها ،باهوشترین ها،خلاق ترین ها،دلسوز ترین ها ،توانمند ترین ها را به کسوت معلمی در می اوردم

اگر به اختیارم بود
بالاترین امکانات رفاهی و والاترین شان اجتماعی و برترین دستمزدها و پاداش ها را نصیب معلمان می کردم

اگر به اختیارم بود
خیلی ها را می گفتم توان معلم بودن بیش از ظرفیت شماست بفرمایید حرفه ای دیگر

اگر به اختیارم بود
تمامی معلمان را به صورت دوره‌ای و دقیق ارزیابی می کردم انان که جنم این کار را داشتند برای ادامه تحصیل به معتبرترین کالج های جهان می فرستادم حداقل برای چهار سال تا پیشرفته ترین سیستم های اموزشی دنیا را تجربه کنند

اگر به اختیارم بود
از کلاس اول تا ششم ابتدایی  هر معلم با دانش اموزان اش به کلاس بالاترین میفرستادم و پایان شش سال ابتدایی تمام استعدادهای هر دانش اموز را جداگانه ثبت و ضبط می کردم
با تیمی کارشناسی و خبره رشته های پیشنهادی برای هر دانش اموز را به ترتیب اولویت پیش روی دانش اموز و خانواده اش می گذاشتم

اگر به اختیارم بود
تنها گروهی که از جنگیدن برای دفاع از کشور معاف می کردم معلمان بودند

اگر به اختیارم بود
بزرگترین نشان خدمت کشور را به برترین معلم سال می دادم

اگر به اختیارم بود
بهترین معلمان و باتجربه ترین انها را با خدمت بالای بیست سال و با بالاترین دستمزدها برای دانش اموزان ابتدایی انتخاب می کردم

اگر به اختیارم بود

کسب مقام مدیریت یک مدرسه ابتدایی را سخت ترین و والاترین مقام مدیریتی کشور می کردم

اگر به اختیارم بود
معلم برترین شخصیت تاریخ سرزمین ام بود
استاد محمد بهمن بیگی

تفاوت ادعا و عمل

Download PDF

در این یاداشت کوتاه به وضعیت سرانه ی آموزشی  چند کشور  و مقایسه وضعیت  آنها با  وضعیت سرانه آموزشی در ایران می پردازیم. تعریف درآمد سرانه: درآمد سرانه از تقسیم  تولید ناخالص داخلی بر جمعیت کشور حاصل می شود که به طور میانگین در یک سال(یا دوره ی معین)افراد یک کشور چقدر می توانند برای زندگی و رفاه خود هزینه کنند.“( منبع 70کتاب  شاخص آموزشی  در 20 کشور جهان به نقل از  موسسه آمار یونسکو).تعریف سرانه آموزشی : .سرانه آموزشی از تقسیم بودجه آموزش و پرورش بر تعداد دانش آموزان حاصل می شود. به عبارت دیگر سرانه آموزشی نشان می دهد که به طور میانگین در یک سال(یا دوره ی معین) برای آموزش و تحصیل هر دانش آموز چقدر هزینه شده است(منبع 70کتاب  شاخص آموزشی  در 20 کشور جهان به نقل از  موسسه آمار یونسکو).

Continue reading

نگاهی ساده به اولویت های برنامه ششم، آموزش و پرورش در اولویت هفتاد و نهم

Download PDF

برای درک اولویت های دولت ها، لازم نیست که به سخنرانی ها و دکلمه های دولت مراجعه کرد و باز هم نیاز نیست تا به شعارهای دولت ها هنگام تبلیغات انتخاباتی مراجعه کرد، هرچند باید چنین باشد.
سال هاست به این موضوع اعتراض داریم که چرا آموزش فرزندان این مرز و بوم در اولویت دولت ها و مجلس ها نبوده، هرچند رهبری بارها و بارها به این موضوع اشاره داشته اند که آموزش و پرورش باید از اولویت های اول نظام باشد و در بودجه ریزی ها و برنامه ریزی های کشور، باید به آن توجه کرد. بخشی از رهنمودهای رهبری را در اینجا (1) بخوانید.
برای دریافت اولویت بندی دولت و مجلس باید نگاهی به برنامه های تدوینی و بودجه های مصوب آنها انداخته شود.
حال که کشور در حال گذار از برنامه پنجم توسعه به برنامه ششم است، بد نیست به سیاست ها و اولویت های این برنامه نگاهی انداخته شود تا ببینیم از این گذار چه اهدافی دنبال می شود:
اگر از شما پرسیده شود، انتظار دارید تا دولت منخب و نمایندگان منتخب شما، آموزش و پرورش فرزندان تان در کدام رتبه از اولویت این برنامه باشند، چه پاسخی خواهید داد؟
اگر آموزش و پرورش در 50 اولویت اول نظام در بودجه ریزی و برنامه های توسعه نباشد، چه خواهید گفت؟
آیا می توان آموزش و پرورش را در بحث 79 – ام برنامه توسعه گنجاند و از آن انتظار حل مشکلات و معضلات کشور را داشت؟
چرا باید دولتی که شعارهای رنگارنگ فرهنگی می دهد، آموزش و پرورش را در اولویت 79 قرار دهد؟ (2)
وقتی قرار است بودجه های نظامی، توان دفاعی کشور، افزایش سرمایه بانک های کشاورزی، ملی و سپه، تقویت دیپلماسی اقتصادی، نهادهای فرهنگی که اصولا وجود خارجی آنها مورد شک است، برنامه های توسعه برق و آب و گاز، پرداخت پاداش های آن چنانی، بودجه های مربوط به اهداف صلح آمیز هسته ای و …. اولویتی بالاتر از آموزش فرزندان مان داشته باشد، نباید انتظار داشته باشیم تا جامعه به آموزش و پرورش بهایی دهد، همین اتفاق خواهد افتاد که تقریبا تمام دانش آموزان ما برای انتخاب رشته در دانشگاه، فقط حقوق و اشتغال را مدنظر دارند.
با قرار دادن آموزش و پرورش در بحث 79 -ام برنامه توسعه، باید انتظار داشت که همین اتفاق در آموزش فرزندانمان رخ دهد و تربیت آنها در همین اولویت جامعه قرار گیرد.
باید به این دولت هشدار داد که:
با این شرایط، هرگز به حمایت فرهنگیان امیدوار نباش.
حالا باید دید، تا روز انتخابات آتی ریاست جمهوری، دولت روحانی از جعبه شعبده اش، خود چه رو خواهد کرد.

سخنی با رئیس جمهور آینده …آموزش و پرورش در دولت شما اولویت چندم خواهد بود؟

Download PDF

خرداد امسال اما، داستان دیگری دارد، هاشمی نیست تا با یک غمزه چشم لشکریانی برای تغییر مسیر انتخابات بسیج کند، خاتمی هم با تمام دوراندیشی و خاستگاه قوی اجتماعی اش، شاید نتواند فرهنگیان را قانع به حمایت از وی کند.
حالا روحانی مانده با ایرادات بسیاری بر سیاست های فرهنگی اش، سیاست هایی که باعث شد وزیر آموزش و پرورش وی استیضاح شده و از دولت کنار رود، گزینه جایگزین هم نارضایتی ها را دوچندان کرد، زمانی که وزیر تایید شده از طرف مجلس نتوانست هیچ تغییری در رویه ناصحیح پیشبرد اهداف معیشتی فرهنگیان بردارد و کار به جایی رسیده که برخی دوستان به مزاح می گویند:
کاش همان فانی می ماند، لااقل حقوق ها را در زمان موعد پرداخت می کرد و تاخیر پرداخت ها کار را به جایی رساند که حتی پرداخت حقوق آذرماه فرهنگیان هم رسانه ای شد .

Continue reading

آموزش وپرورش فنلاند

Download PDF

از زمان ایجاد اصلاحات در حدود ۴۰ سال پیش، سیستم آموزشی فنلاند همیشه در رتبه بندی های بین المللی برای نظام های آموزشی در جهان رده های اول را به خود اختصاص داده است.

۱ – کودکان فنلاندی از سن ۷ سالگی به مدرسه می روند.

۲ – در مقایسه با دیگر سیستم های آموزشی، در فنلاند دانش آموزان تا زمانی که وارد سنین نوجوانی شوند، به ندرت امتحان پس داده یا اینکه در خانه تکلیف انجام می دهند.

۳ – در شش سال اول تحصیل، هیچ گونه سنجشی از کودکان به عمل نمی آید.

۴ – تنها یک امتحان استاندارد اجباری در فنلاند وجود دارد، که وقتی بچه ها به سن ۱۶ سالگی برسند از آنها گرفته می شود.

۵ – تمامی کودکان، چه باهوش باشند چه نباشند، در کلاس های درسی مشابه می نشینند.

۶ – فنلاند در حدود ۳۰ درصد کمتر از ایالات متحده برای هر دانش آموز هزینه می کند.

۷ – در ۹ سال اول آموزش، به ۳۰ درصد کودکان اضافه تر از حد معمول کمک می شود.

۸ – ۶۶ درصد دانش آموزان به کالج می روند (بالاترین نرخ در کل اروپا).

۹ – تفاوت بین ضعیف ترین و قوی ترین دانش آموزان، کمترین میزان در کل جهان است.

۱۰ – کلاس های علمی به ۱۶ دانش آموز در هر کلاس محدود می شود تا همه آنها بتوانند آزمایش های عملی را اجرا کنند.

۱۱ – ۹۳ درصد فنلاندی ها از دبیرستان فارغ التحصیل می شوند.

۱۲ – ۴۳ درصد دانش آموزان دبیرستانی فنلاند به مدرسه های فنی حرفه ای می روند.

۱۳ – دانش آموزان مدارس ابتدایی ۷۵ دقیقه در روز را به عنوان زنگ تفریح در اختیار خود دارند.

۱۴ – معلمان فقط ۴ ساعت در روز را در کلاس های درس می گذرانند، و ۲ ساعت در هفته را به عنوان “پیشرفت حرفه ای” صرف می کنند.

۱۵ – در فنلاند به اندازه شهری بزرگ همچون نیویورک معلم وجود دارد، اما تعداد دانش آموزان در آن بسیار کمتر است. ۶۰۰ هزار دانش آموز در فنلاند در مقایسه با ۱٫۱ میلیون در نیویورک.

۱۶ – ۱۰۰% هزینه های مدارس توسط دولت تأمین می شود.

۱۷ – تمامی معلمان در فنلاند باید مدرک فوق لیسانس داشته باشند.

۱۸ – برنامه آموزشی کشوری فقط شامل خط مشی های کلی می شود.

۱۹ – معلمان از ۱۰% فارغ التحصیلان برتر انتخاب می شوند.

۲۰ – در سال ۲۰۱۰، تعداد ۶۶۰۰ داوطلب برای ۶۰۰ پست آموزشی در مدارس با یکدیگر رقابت کردند.

۲۱ – متوسط حقوق پایه برای یک معلم فنلاندی در سال ۲۰۰۸ حدود ۲۹ هزار یورو بود.

۲۲ – معلمان دبیرستانی با ۱۵ سال تجریه، ۱۰۲ درصد بیشتر از دیگر فارغ التحصیلان کالج درآمد کسب می کنند.

۲۳ – معلمان در فنلاند براساس سیستم “شایستگی پرداخت” پول دریافت نمی کنند.

۲۴ – در عمل، جایگاه اجتماعی معلمان در حد پزشکان و وکلا می باشد.

۲۵ – در سنجشی با استاندارد بین المللی در سال ۲۰۰۱، دانش آموزان فنلاندی در بخش های علوم، قرائت و ریاضی در صدر و یا رتبه های نزدیک به صدر قرار گرفتند. از آن سال به بعد، همیشه بالاترین رتبه ها را به خود اختصاص داده اند.

۲۶ – علی رغم وجود اختلاف هایی بین ایالات متحده و فنلاند، این کشور اروپایی از کشورهایی با جمعیت و تعداد نفوس برابر با خود بسیار سرتر است.
منبع: قابل استناد نيست

آموزش و پرورش ؛ دولت ها و جایگاه مغفول سخنان رهبر انقلاب

Download PDF

تصوّر نکنند که اینجا جایى است که فقط هزینه‌بر است – گاهى نگاه، این‌جورى است؛ می گویند دستگاه هزینه‌بر – نه، اینجا دستگاهى است که هرچه شما هزینه کنید، به‌طور مضاعف دستاورد خواهید داشت/ اخلاص؛ این خطاب به شما بود؛ [امّا] معنایش این نیست که حالا چون جامعه‌ی معلّمی اخلاص دارد و قناعت دارد، پس مسئولان کشور از مسائل مادّی معلّمان غافل بمانند/ پولی که آنجا خرج می شود، در واقع، سرمایه‌گذاری دارد می شود؛ به این چشم به آموزش‌ و پرورش نگاه کنند، به این چشم بودجه‌گذاری کنند، به این چشم امکانات معیشتی فراهم کنند/ در این بیست و اندی سال خدمت به جز شعار از متولیان آموزش و پرورش هیچ عکس العملی در مقابل پیشنهادات رهبری ندیده ام/ همه ی دولت ها به یک دید به آموزش و پرورش نگاه کرده اند، نگاه ابزاری جهت ایجاد موج و سواری بر آن جهت حضور در انتخابات/ هرگز از سیستم های آموزشی و مشکلات آموزش و پرورش صحبتی نشد، هیچ برنامه ای ارائه نشد نه از طرف وزیر پیشنهادی و نه از طرف مجلس نشینان/ به خوبی به یاد دارم دوره نمایندگی جناب حاجی بابایی و حمله های مکرر ایشان به وزرای آموزش و پرورش دولت اصلاحات، اما به محض اینکه خودشان بر صندلی وزارت تکیه زدند همان کاری را کردند که خودشان منتقدش بودند و فراموش کردند تمام نقدهایشان را….

منبع سایت صدای معلم

آلزایمر سیاسی

Download PDF

آلزايمر بيماري عجيبي است که فقط اطرافيان بيمار را رنج مي دهد و شخص بيمار از آن بي خبر است و متوجه بيماري اش نخواهد شد.
اما این اطرافیان هستند که با هر حرکت و تصمیم بیمار، دچار رنج و عذاب شدید می شوند تا جایی که تحمل بیمار آلزایمری سخت ترین کار دنیاست در حالی که بیمار از بیماری اش اطلاعی ندارد و اصولا خود را بیمار نمی داند.
بسياري از جبهه نرفته هاي دلواپس که هميشه در صحنه ! حاضرند و آماده ی حماسه سازی (شما بخوانید بحران سازی) ، در سايه نشسته اند تا در اين دولت پنير از ۴٠٠٠ تومان بشود ۴١٠٠ تومان ، تا کفن بپوشند و به خيابان بيايند که ايها الناس ببينيد چقدر گراني است و دولت بی خیال !
مثل زمان دولت خاتمي که عده اي در فرودگاه جمع شدند و در اعتراض به گران شدن مرغ از 1250 به 1300 تومان ، شعار دادند !
“ گراني ، گراني ، دولت خاتمي ”
و اما وقتی در دولت های نهم ودهم قیمت مرغ به 6000 تومان رسید کک شان هم نگزید !
وقتي در دولت فخيمه ي دهم بنده در سال 90 ، به اروپا مسافرت کردم  دلار ٩٠٠ تومان بود و وقتي بعد از دو سال برگشتم دلار شده بود 4200تومان و کسي هم هیچ اعتراضي نداشت و اصولا اعتراض به دولت منتصب به امام زمان معنایی جز ارتداد نداشت.
شما تصور کنید الان دلار بشود 15000 تومان ، چه مي شود؟

چه کفن پوشانی که به خیابان نمی آیند و از حقوق ما دفاع نمی کنند ؟!
حالا ما بايد از آلزايمر برخي دوستان رنج بکشيم !

آلزایمر خودخواسته !
طبيعت اين بيماري است و کاري هم نمي توان کرد ؛ بیمار متوجه بیماری اش نمی شود و درمانی هم برایش وجود ندارد.
الان هم برخي حضرات آلزايمر گرفته اند ؛ آن هم از نوع مزمن طوري که وقايع و گراني هاي نوروز 90 تا 92 را کلا فراموش کرده اند !
در بسیاری از مسائل تربیتی و آموزشی نیز همین اتفاق رخ داده است، البته در این مورد جناح ها همگی همراه و همگام و با هم به آلزایمر شدید مبتلا می شوند، چپ و راست هم یکسان است !
سال هاست که در انتظار بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان نشسته ایم، نه به امید بهبود وضعیت خودم، بلکهبه قصد بهبود در ارائه ی خدمات آموزشی به نسل آینده و نسل های بعد.
در شرایطی که تمام جوامع پیشرفته، سرمایه گذاری در آموزش و پرورش را راهی برای بهبود کیفیت زندگی مردم و پاسخی برای تمام مشکلات فرهنگی و اجتماعی خود می دانند ؛ در کشور من اما، هنوز هم با دید هزینه ای به آموزش و پرورش نگاه می کنند و تنها دلیل شان برای عدم اجرای بخشنامه ها و لوایح در آموزش و پرورش را کسری بودجه می دانند.
وقتی مسولین پشت منبر می روند، خطبه های غرا درباره حرمت علم و احترام آموزش در کشور ایراد خواهند کرد اما وقتی بحث چرایی نتایج کشنده در آموزش پیش می آید همه با هم دچار آلزایمر می شوند و هیچ جیزی را به یاد نمی آورند.
آموزش و پرورش در کشور ما، سال هاست که به قهقرا می رود …

سن پائین اعتیاد، آمار خودکشی ها در کشور، آمار وحشتناک طلاق، ریشه در آموزش غلط دارند ؛ آموزشی که زمانی با دید هزینه به آن نگریسته شده است، هزینه هایی که در آموزش و پرورش انجام نشد حالا باید در زندان ساختن و ندامتگاه و دادگاه هزینه کنیم !
بايد تحمل کرد و دم برنياورد …
راه چاره ای هم نیست، آلزایمر است دیگر …